مرتضى مطهرى
105
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
عكّه را در مكه « 1 » بخورد بهشت بر او واجب است . يكساعته مردم تمام پيازها را خريدند . آقاى ابوهريره هم خيلى در وجدانش راضى بود كه من مؤمنى را نجات دادم ، تاجر مسلمانى را از ورشكستگى نجات دادم . اى خدا مرگت بدهد ! مگر حديث پيغمبر بايد وسيلهء اينجور چيزها باشد ؟ بعدها در همين زمينهها چه حرفها كه نگفتهاند ! شايد صدى نود و پنج خبرها و حديثهايى كه در فضيلت شهرها گفتهاند ، چيزهايى بوده كه افراد خواستهاند به نفع خودشان بگويند . مثلًا گفتهاند پيغمبر فرمود : « خَيْرُ الْقُرى بيهق » ( قُرى به معنى اعمّ از ده و شهر است ) بهترين جاها بيهق است ، همين نزديك سبزوار . پيغمبر به بيهق چكار داشت كه حالا بيايد از ميان اينهمه جا بگويد : « خَيْرُ الْقُرى بيهق » . چرا ؟ چون فلان آقاى بيهقى مىخواسته براى خودش وسيله درست كند . و امثال اينها كه اگر بخواهم برايش مثال ذكر كنم الى ماشاء اللَّه هست كه نمىخواهم ذكر كنم ، ولى اين قدر بدانيد كه دين را اين چيزها خراب كرده است و حال آنكه همانطور كه ايشان ( علامه طباطبائى ) مىفرمايند جزء آداب نبوت و جزء سيرهء كلى همهء انبياء اين بوده كه هرگز براى هدف مقدس يعنى براى حق از باطل استفاده نكردند . على عليه السلام و استخدام وسيله سياست على چرا انعطاف نمىپذيرفت ؟ شك نيست كه هدفش مقدس بود . پيشنهاد ابن عباسها مگر چه بود ؟ پيشنهاد مغيرة بن شعبهها مگر چه بود ؟ همين مغيرة بن شعبه ( عليه ما عليه ) كه بعدها جزء اصحاب خاص معاويه و از دشمنان على عليه السلام شد ، در آغاز خلافت اميرالمؤمنين آمد با حضرت صحبت كرد . ابتدا سياستمدارانه به حضرت پيشنهاد كرد كه من عقيدهام اين است كه شما فعلًا دربارهء معاويه يك كلمه حرف نزنيد و حتى تثبيتش كنيد يعنى او را هم مانند افراد ديگر كه لايق حكومت هستند فعلًا تثبيت كنيد ، بگذاريد خيالش راحت بشود ؛ همين كه اوضاع برقرار شد يك مرتبه از كار بر كنار كنيد . حضرت فرمود : من چنين كارى نمىكنم ، براى اينكه اگر بخواهم معاويه را ولو براى مدت موقت تثبيت كنم معنايش اين است كه من معاويه را ولو در اين مدت موقت صالح مىدانم ، و من او را صالح
--> ( 1 ) بالخصوص در مكه ، در غير مكه هم نه ؛ آن هم پياز عكّه بايد باشد ، پياز غير عكّه نه !